سفارش تبلیغ
صبا
سه چیز، دشمنی به بار می آورد : نفاق، ستمگری و خودبینی . [امام صادق علیه السلام]

سات روآر دره ی ابر

راهکارهای مشکل گشایی مبتنی بر عقل سلیم وقتی که برای تجارب درونی به کار می روند اغلب تبدیل به تله می شوند. در واقع پژوهش ها نشان می دهد که مشکل گشایی آدمی خود شدیدتر شدن رنج او را به ارمغان می آورد.

شخصی که می خواهد مشکل هراسش را با خلاص شدن از دست آن حل کند، مرتبا سطح اضطرابش را ارزیابی می کند و ترسان در پی بررسی بالا و پائین شدن اضطرابش است. چنین فرایندی در واقع اضطراب را فراخوانی می کند و خطر شرطی شدن فرد به تجربه کردن اضطراب در شرایط و پیشامدهای بیشتر و بیشتری را در پی دارد. اضطراب رفته رفته به قطب دائمی زندگی تبدیل می گردد و افراد معتقد می شوند که تنها وقتی خوشحال زندگی می کنند که بطور پیوسته ای خود را در یک آینده خیالی تصور کنند، آینده ای که در آن درمان شده اند و اضطراب صحنه زندگی شان را ترک کرده است. نوعا در حالی که آنهابطور مداوم تلاش می کنند تا ماموریت غیر ممکن زندگی بدون اضطراب را انجام دهند، خود زندگی متوقف شده و نوعی درجاماندگی و حالت انتظار در آن بوجود می آید.

بنابراین اجتناب تجربی تلاش برای دوری از درد روانشناختی- توانایی ما برای آماده و مهیا بودن در زندگی مان را محدود می کند. پژوهش ها نشان می دهد که اجتناب از درد یکی از فرایندهای دردسر ساز مکرر و ثابت در علت شناسی افسردگی، مشکلات یادگیری و نیزتجربه حادثه آسیب زایی است که منجر به اختلال استرس پس از سانحه می شود.. این فرایند 20 الی 25 درصد پراکنش در پیامد موفق (عاقبت به خیری) این شکایتهای روانشناختی را تبیین می کند. شواهد پژوهشی موید این ادعای متناقض نماست که تلاش برای تغییر افکار و احساسات ناخوشایند نوعا باعث می شود تا آنها محکم تر بر جای خود باقی بمانند.




خسرو محمدی ::: شنبه 91/7/29::: ساعت 11:58 عصر

ارتباط خاصی میان تنفر از خویشتن و ناتوانی در دریافت عشق وجود دارد. بدین معنی که این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

داستان از این قرار است: مادامی که تنفر از خویشتن یا بخش هایی از خویشتن وجود دارد، نه می توانیم عشق دیگران را بپذیریم و نه می توانیم خودمان، خودمان را دوست بداریم. راه به سوی عشق ورزیدن به خویشتن از عشق ورزیدن به آنچه که از خود نمی پذیری، در دیگران می گذرد. در واقع باید بپذیریم آنچه که در دیگران نمی پذیریم، همان بخش هایی از وجود خودمان است که از آن بیزاریم. چنانچه بتوانیم این بخش از وجود خود را در دیگری بپذیریم، درک کنیم و نهایتا دوستش بداریم، آنگاه آن را در خود نیز می فهمیم، می پذیریم و دوستش می داریم.

این همان روش پذیرش خود و عشق به خویشتن است، زیرا آنچه که برای دیگران می کنیم، برای خودمان کرده ایم.




خسرو محمدی ::: جمعه 91/3/5::: ساعت 9:2 عصر

شاید انسان، تنها موجود زنده ای باشد که ابعاد حیات(گذشته، حال، آینده) برایش مطرح هستند چون در آنها زندگی می کند و گریز از آن ها هرگز برایش مقدور نیست. شخص سالم، این بُعدها را می فهمد، و مدام آن ها را به هم مربوط می کند. از تجربه های گذشتگان بهره مند می شود، و با کمک آن تجربه ها، و تجربه های امروزش برای آینده اش برنامه ریزی می کند. اشخاص سالم، گذشته ها را می خوانند اما در گذشته ها نمی مانند، و صرفا به آن ها افتخار نمی کنند، هم چنان که به آن ها تاسف نمی خورند. این چنین اشخاص، ابتدا به زمان حال، یا زمانی که زندگی می کنند، می پردازند زیرا می دانند که آینده، هرچه باشد، عمدتاً از شرایط امروز متأثر خواهدشد؛ هم چنان که امروز بشر طبعا? از کیفیت دیروزهایش متأثر است. این اشخاص می توانند میان گذشته ها، حال، و آینده خویش تعامل برقرار کنند. شخص سالم با یک چشم به آینده، زندگی می کند و آینده نگر نیز هست ولی در آن غرق نمی شود یا خیالپردازی نمی کند.در حقیقت، برنامه ریزی برای آینده، از خصایص مهم اشخاص سازگار است. ناتوانی در آموختن از گذشته و گذشتگان و بی توجهی به حال و آینده از جمله خصایص رفتارهای غیرعادی(نابهنجار) است.




خسرو محمدی ::: جمعه 90/10/16::: ساعت 3:37 عصر

امروزه بیش تر روان شناسان، شخص برخوردار از سلامت روان شناختی را غالبا با مفاهیم زیر معرفی می کنند:

  *  برخوردار از خودپنداری مثبت یا عزت نفس

* برخوردار از رشد و تکامل مداوم

* دارای وحدت شخصیت

* برخورداری از شناخت یا دریافت واقعی  از دنیای واقعی و اشخاص دیگر

* و برخورداری از قدرت تسلط بر محیط همراه با محبت، کار و بازی

ویژگی های اساسی شخصیت سالم و سازگار

1- در بیش تر اوقات، نسبت به خویشتن گرایش واقعی دارد یا از خودپنداری مثبت یا عزت نفس برخوردار است.

2- از بیش تر خواسته ها یا انتظارات، انگیزه ها و شیوه های زندگی خویش آگاه است.

3- خود را محترم و ارزشمند تلقی می کند.

4- از ایمنی روان شناختی(امنیت خاطر) برخوردار است.

5- می تواند محبت کند.

6- می تواند محبت دیگران را نسبت به خودش بپذیرد.

7- می تواند مولد باشد.

8- سطوح فشارهای روان شناختی(استرس) خود را می شناسد.

9- به کنترل محیط خود علاقمند است و تلاش می کند.

10- علاقمند و کوشا است که به دیگران کمک کند.

11- در افکار و رفتار هایش انعطاف پذیر است.

12- تقریبا می داند و توجه دارد به این که چه وقت هایی، ناراحت است و متاسف باشد و چه وقت هایی نه.

13- هدف های واقع بینانه و متناسب شرایط خویش را دنبال می کند.

14- مسئولیت اعمالش را می پذیرد.

15- هیجان ها یا عواطف مقتضی و متناسب شرایط یا موقعیت ها نشان می دهد.

16- می تواند با دیگران ارتباط های سالم برقرار کند.

17- می تواند خودش باشد.

18- تنش و حساسیت تند و افراطی ندارد.




خسرو محمدی ::: جمعه 90/10/9::: ساعت 8:42 عصر