سفارش تبلیغ
صبا
در پرستش بی دانش، و دانش بی اندیشه و (قرآن) خواندن بی تدبّر، خیری نیست . [امام علی علیه السلام]

سات روآر دره ی ابر

شاخص‌ها، متغیرهایی هستند که
در اندازه‌گیری میزان تغییرات بصورت مستقیم یا غیر مستقیم کمک
می‌کنند.
شاخص‌ها، ابزار اندازه‌گیری غیر مستقیم تغییرات، حوادث و شرایط هستند، مثلاً وزن کودک برای سن شاخصی از وضعیت تغذیه کودک می‌باشد.
شاخص‌ها، متغیرهایی هستند که بیانگر و نشان دهنده شرایط موجود می‌باشند و بنابراین می‌توانند برای اندازه‌گیری تغییرات مورد استفاده قرارگیرند.
بنابراین شاخص، یک علامت عملکرد است و می‌تواند برای پیگیری پیشرفت در عملکرد برنامه‌ها و اجراء پروژه‌های سلامت مورد استفاده قرار گیرد.
استفاده از شاخص‌ها، برای اجراء طرح‌ها، برنامه‌ریزی و دستیابی به اهداف مدیریت مناسب هستند.
شاخص‌ها می‌توانند به طور گسترده‌ای در پایش عناصر زیر مورد استفاده قرار گیرند: تغییرات در طول زمان، تفاوت بین زیرگروه های جمعیت، تفاوت بین موسسات و واحدها، دستیابی به اهداف.
شاخص سلامت‌روانی به عنوان یک متغیر اندازه‌گیری از وضعیت سلامت‌روانی تعریف می‌شود؛این شاخص متغیری است که به سلامت‌روانی مرتبط بوده و یک اولویت یا یک مسئله را در این حوزه نشان می‌دهد.  شاخص­های معتبر سلامت‌روانی برای ارزیابی و بهبود کیفیت خدمات سلامت‌روانی اهمیت فراوانی دارند زیرا قادر به بیان تغییرات و میزان پیشرفت برنامه‌های سلامت‌روانی هستند. بنابراین شاخص‌های سلامت‌روانی برای نظارت بر وضعیت سلامت‌روانی، توسعه سیاست‌ها و برنامه‌های سلامت‌روانی، و ارزیابی عملکرد چنین برنامه‌هایی ضروری می‌باشد. علاوه براین، شاخص‌های سلامت‌روانی برای مقایسه و تعیین معیار نیز مورد نیاز است و به نظام سلامت‌روانی امکان می‌دهد تا معلوم کند که امروز وضعیت سلامت‌روانی کشور در چه جایگاهی ایستاده است وکدام مسیر را به سمت یک فردای مطلوب‌ ترسیم کند. بر این اساس، شاخص‌های سلامت‌روانی، که ترکیبی از دو مفهوم، مقیاسی برای نشان دادن اختلالات روانی افراد و همچنین سلامت‌روانی مثبت از جمله بهزیستی روانی و از طرفی مقیاسی برای نشان دادن حالات کمی و کیفی سیاست‌ها و خدمات ارتقا سلامت‌روانی، برای ارتقاء سطح سلامت روانی و پیشگیری از اختلالات روانی استفاده می‌شود. به این معنی که این شاخص‌ها برای اندازه گیری جنبه‌های مختلف نظام سلامت‌روانی مانند نیازهای سلامت‌روانی مردم به عنوان مثال، درصد جمعیت آسیب پذیر، منابع سرمایه‌ای در سیستم‌های خدمات سلامت‌روانی به عنوان مثال، تعداد متخصصان سلامت‌روانی به ازای هر 100000 نفر و درصد بودجه برای برنامه‌های ارتقاء سلامت‌روانی در بودجه عمومی، کیفیت خدمات سلامت‌روانی ارائه شده به عنوان مثال، تعداد سالانه بیماران بستری در بیمارستان‌های روانی در هر 100،000 نفر، و تاثیرخدمات سلامت‌روانی به عنوان مثال، نرخ سالانه خودکشی، کاهش علائم، سطوح ناتوانی، کیفیت زندگی.

 




خسرو محمدی ::: چهارشنبه 92/12/7::: ساعت 12:29 صبح