سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
با حکیمان همنشین باش تا خودت کامل ونفست شریف و نادانی ات دور گردد . [امام علی علیه السلام]

سات روآر دره ی ابر

اگرچه در شرایط بحرانی ممکن است کنترل ما بر رفتارهایمان کم شود، ولی به هر درجه که قادر به کنترل رفتارهایمان هستیم در قبال آثار آن بر خود و دیگران مسئولیم. به نتیجه رفتارمان بیش از انگیزه رفتارمان توجه کنیم و در عین حال از انگیزه خود، آگاه باشیم. در بحران و لحظات یاری‌رسانی، هرگونه دخالت دادن مسائل سیاسی و انگیزه‌های شخصی، گروهی و سازمانی، آسیب‌رسان است. یک فرد یاری‌رسان فقط و فقط به نجات جان انسان‌ها فکر می‌کند. برای پرداختن به مسائل سیاسی همیشه فرصت هست. کمک‌های انسان‌دوستانه به افراد آسیب دیده، شایان تقدیر است اما اگر بدون هماهنگی با سازمان‌های تخصصی مثل سازمان امداد و نجات هلال احمر و افراد آموزش دیده صورت بگیرد، گاهی ممکن است خود به آسیب تبدیل شود. مهم این نیست که انگیزه کمک دارید، مهم این است که آیا سودمند هستید یا نه؟  البته که لازم است در چنین شرایطی سازمان های متولی مانند سازمان بهزیستی، سازمان نظام روان شناسی، سازمان صدا و سیما و ... پروتکل های از پیش تعیین شده و آماده برای مداخلات داشته باشند. حکمرانی یعنی این که هر کدام از ما به عنوان یک فرد حقیقی یا حقوقی، به عنوان یک هم وطن، به عنوان یک انسان، وظایف خود را در هر شرایطی به درستی انجام دهیم.

امید می‌رود با افزایش مدیریت بر رفتارهای خود، بحران‌ها را با کمترین آسیب پشت سر بگذاریم. و تا آنجا که کنترل در دست ماست، آینده خوبی را برای خود و اطرافیانمان رقم بزنیم.

هدف از تدوین این دستورالعمل، ارائه حمایت های روانی-اجتماعی و کمک‌های روان‌شناختی به آسیب‌دیدگان فجایع اخیر است. گروه‌های آسیب دیده در فجایع اخیر که نیاز به سطوح مختلف کمک‌های روان‌شناختی دارند عبارتند از:

1. خانواده و بازماندگان سانحه سقوط هواپیما

2. خانواده و بازماندگان کشته شدگان مراسم تشییع و تدفین شهید حاج قاسم سلیمانی در کرمان

3. آسیب دیدگان و حادثه دیدگان ناشی از وقوع سیل در جنوب و منطقه سیستان و بلوچستان

4. عموم مردم کشور که در این مدت به صورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر فاجعه بوده اند و احتمالا به کمک های روان شناختی نیازمند باشند.

 

دستورالعمل‌ها و پروتکل های اجرایی

1-  در اسرع وقت در استان یا شهرستان یک گروه هماهنگی برای ارائه خدمات سلامت‌روانی و حمایت‌های روانی اجتماعی بین‌ِبخشی توسط مراجع ذیربط همانند بهزیستی، وزارت بهداشت و ... و با همکاری و گروه های داوطلب تأسیس یا فعال شود.

2-  هماهنگی های بین بخشی و بسیج منابع با مدیریت واحد

3-  انجام سنجش و ارزیابی های لازم و نظارت

4-  شناسایی و بکارگیری کارکنان و داوطلبانی که با فرهنگ منطقه و  بازماندگان و آسیب دیدگان آشنایی دارند

5-  سازماندهی و آموزش امدادگران بخش حمایت های روانی اجتماعی و تشکیل تیم های روان شناسی

6-  تسهیل خودیاری اجتماعی و شناسایی منابع انسانی جامعه محلی

7- برآورده کردن سریع نیازهای اولیه و ضروری(خوراک،پوشاک، سرپناه و اقدامات پزشکی و ...)

8- در اسرع وقت نسبت به شناسایی همه افراد آسیب دیده و در معرض خطر اقدام شود.

9- لازم است تیم اطلاع‌رسانی و ارتباطی و مدیریت رسانه تشکیل شود.

10- گسترش اطلاعات در زمینه‌ی روش‌های مثبت کنارآمدن و سازگاری با شرایط بحرانی

11-  برای ارائه حمایت های روان شناختی از رهنمودهای مورد نیاز و اساسی در مداخلات روان‌شناختی در بحران‌ها که در منابع مربوط به این حوزه وجود دارد، استفاده شود.

12- به کارگیری راهبردهای هدفمندتر برای سنجش اولیه ی بازماندگان در روزهای پس از حادثه، طبقه بندی و اولویت بندی افراد بر اساس ریسک آسیب روانی برای دریافت کمکها و مداخلات روانشناختی از اولویت های اساسی پس از هر بحرانی می باشد و توصیه می شود. 

13- زنان، افرادی که سطوح بالاتر گسستگی حین آسیب را گزارش کرده اند و همچنین آنانی که بیشترین آسیب را از نظر تخریب خانه و دارایی ها متحمل شده اند و نیازمند کمکهای خوراک، پوشاک و سرپناه هستند بیشترین میزان آسیب پذیری نسبت به PTSD را دارند. از این رو این افراد میبایست از نظر دریافت مداخلات پزشکی، روانشناختی و کمکهای مادی و اسکان مناسبتر، در اولویت قرار گیرند.

14- برای ارجاع افراد آسیب‌دیده و نیازمند خدمات تخصصی روان شناختی به پروتکل های درمانی مراجعه شود.

15- برقراری ارتباط و تماس روان شناختی و ایجاد سریع روابط تعاملی و همکاری در اولویت فعالیت های امدادی است.

16- شناسایی مشکلات و نیازهای روان شناختی آسیب دیدگان و بازماندگان فراموش نشود.

17- کمک به آسیب دیدگان و بازماندگان در شناسایی، توصیف و پذیرش احساس‌ها و واکنش ها و همچنین شناسایی و کمک به روش های سازگاری بازماندگان و ارائه روش های سازگارانه مثبت از وظایف اصلی تیم روان شناختی است.

 

دکتر خسرو محمدی, [14.01.20 00:08]

18- بازگرداندن عملکرد طبیعی از طریق پیاده‌سازی و اجرای برنامه های عملی به کنار آمدن مثبت بازماندگان کمک شایانی خواهد کرد.

19- برنامه های پیگیری وضعیت آسیب دیدگان و بازماندگان از برنامه های مهم و ضروری پس از ارائه خدمات روان شناختی است تا بازماندگان احساس نکنند مورد غفلت و فراموشی قرار گرفتند.

20- انجام سخنرانی های فنی توسط روان شناس یا روانپزشک برای افراد آسیب دیده و همینطور اجرای برنامه های رادیو تلویزیونی مناسب با حضور کارشناسان با تجربه در این زمینه(لازم است صدا و سیما در این خصوص و برای شرایط بحرانی دارای پروتکل مناسبی باشد)

21- اعزام روان شناس و روانپزشک به بیمارستان و مراکز درمانی محل حادثه برای ارائه خدمات درمانی به افراد نیازمند ی که ارجاع داده می شوند

22- اعزام تیم های ویژه متشکل از مسئولین، افراد سرشناس منطقه، روان شناس، روان پزشک، روحانی و .. برای حضور در منزل بازماندگان حوادث

23- ارائه خدمات و مداخلات تخصصی برای گروه های غربال شده

24-  برگزاری مراسمات مذهبی و مشاوره سوگ و تشویق و همراهی برای شرکت در مراسم سوگواری

25-  ارائه خدمات مددکاری مستمر پس از حوادث

26- ارجاع و پیگیری موارد جهت دریافت خدمات بازتوانی

27-  نظارت و ارزیابی دقیق پروتکل اجرایی 

28- حین و پس از ارائه خدمات روان شناختی و حمایت های روانی-اجتماعی، اقدامات مناسب و لازم برای انجام تحقیقات و پژوش های علمی در زمینه وضعیت روانی آسیب دیدگان و ... با در نظر گرفتن اصول اخلاقی و رعایت اصل رضایت آگاهانه اقدامات لازم به عمل آید. در این راستا گروه های علمی متشکل از افراد محقق و امین تشکیل تا همزمان به جمع آوری داده های لازم اقدام نمایند. لازم است طرح های تحقیقاتی از قبل تهیه و به تصویب گروه هماهنگی و ستاد امداد برسد.

29- رعایت اصول اخلاقی و مسائل فرهنگی در تمامی مراحل

30-  وظیفه روان شناسان و متخصصان حوزه علوم رفتاری است که «گفتمان زندگی» را به خصوص در شرایط سخت، در جامعه ترویج دهند و پس از هر بحرانی، مسئول بازگرداندن مردم به زندگی عادی هستند. مردم در چنین شرایطی نیاز به همدلی دارند...

 

@DrKhMohammadi




خسرو محمدی ::: سه شنبه 98/10/24::: ساعت 12:28 صبح

اندوه فقدان سردار قاسم سلیمانی امری است که این ساعت‌ها و روزها بسیاری از ایرانیان با هر گرایش و رویکردی از اعماق درونشان، آن را تجربه می‌کنند. فقدان وی، حس خوبی را که حضورش ـ به دلیل التیام در هم شکسته شدن غرور تاریخی ایران ـ ایجاد کرده بود، نابود کرد. سوگواره‌هایی که برای او سُروده و سر داده خواهد شد، برخاسته از حس عمیق و تلخ در هم شکسته شدن مجدد غرور فروخورده ایرانی در طول تاریخ است؛ گویا که «ایران» مجددا یتیم شده است. شهادت سردار قاسم سلیمانی یک زخم ملی است.

یادمان نرود کجای دنیا ایستاده‌ایم، وسط خاورمیانه. جایی که صبحانه را با ترور در عراق می‌خوریم، ناهار را با عملیات انتحاری در پاکستان سرو می‌کنیم و شام را با انفجار در افغانستان... 

 کسانی که دلشان از جای دیگر پُر است می‌پرسند اصلاً چرا باید سردار سلیمانی در عراق باشد؟ این را می‌پرسند اما نمی‌پرسند هلی‌کوپتر و پهپهاد آمریکایی در آسمان بغداد چکار می‌کند و چرا باید به ماشین سردار ایرانی و فرمانده عراقی موشک شلیک کند؟ 

ما با عراق مرز مشترک داریم اما فاصله آمریکا تا عراق نزدیک به 11 هزار کیلومتر است! ایرادی ندارد آنها اینجا تشریف دارند؟!

باورش سخت است اما در شبکه‌های اجتماعی کسانی خوشحال شده‌اند! فکر می‌کنید ترامپ با این ترور دلش برای شما سوخته؟ خیال می‌کنید اگر فردا موشک به سمت ایران شلیک کند دستور می‌د‌هد فقط به خانه آنها بخورد که از او خوششان نمی‌آید؟! نکند این روزها که می‌روید دارو بخرید، داروخانه‌چی می‌گوید این دارو تحریم است اما چون شما ترامپ را دوست دارید براتون نگه داشتیم؟! ... 

از کشورداری و فقر و فساد و بیکاری گله داریم، داشته باشیم اما  ربطش ندهیم به مسئله امنیت یک کشور مقابل دشمن بیرونی. نشویم وکیل مدافع رایگان جنایت‌های آمریکا. 

خبر دارید که آمریکا در ترکیه، افغانستان، پاکستان، گرجستان، ارمنستان، بحرین، امارات، عربستان، عراق، عمان، کویت و حتی قطر پایگاه نظامی دارد؟ یعنی دور تا دور ایران؟! نکند فکر می‌کنید آمریکایی ها اینجا هستند که صلح و آرامش هدیه بیاورند؟!

وقتی 17 خرداد 96، پنج مهاجم داعشی به مجلس حمله کردند، وحشت را می‌شد در شهر دید. صدای آژیر، نگرانی از بمب‌گذاری و ... فقط 5 مهاجم! امنیت نه ارزان به دست می‌آید، نه آسان حفظ می‌شود.

گاهی مثل کشورهای دیگر لازم است مرزهای دفاعی را حتی دورتر بُرد. افرادی مثل شهید قاسم سلیمانی، سرباز وطن بودند، چه در جنگ با عراق، چه در جنگ با دشمنان مستقیم و غیرمستقیم ایران. بعدها بیشتر می‌فهمیم تا چه اندازه مدیون آنها بودیم و خبر نداشتیم.  

سردار قاسم سلیمانی می‌توانست مثل برخی از دوستانش برود شرکت تاسیس کند، برود سراغ اقتصاد و خوب پول در بیاورد. بچه‌هایش را بفرستد خارج از کشور یا دست نوه‌هایش را بگیرد ببرد پارک. اما لباس نظامی را از تنش در نیاورد.

امثال او نه معمولی هستند نه پرتعداد. برای عافیت به دنیا نیامده‌اند و لذتی بیشتر از آنکه با همین لباس به شهادت برسند برایشان وجود ندارد. روحش در آرامش.

اگر فکر می‌کنید می‌شود با گل و بوسه و شعر، کشور را وسط آشوب و باروت و خون خاورمیانه حفظ کرد، لازم است کمی اخبار را دنبال کنید. اینجا میان پشمینه‌پوش‌های تندخوی طالبان و اراذل و اوباش داعشی نمی‌شود فقط از گُل گفت. زامبی‌ها بو کردن گُل را نمی‌فهمند، آن را می‌خورند! 

این را وقتی دقیق‌تر متوجه می‌شوید که صدای شلیک موشک، گلوله و آژیر آمبولانس ها زانویتان را سست کند. قصه‌های خاورمیانه برای نخوابیدن است!

خدا این سرزمین را از خیانت،خشکسالی، جنگ و به ویژه بلاهت در امان دارد...!




خسرو محمدی ::: شنبه 98/10/14::: ساعت 9:38 عصر

صورت حساب های فردا مسئله نیست. 

زوال تدریجی بدن مسئله نیست.

مسئله، از دست دادن لحظه ی حال است. 

به تعبیری دیگر،

 اصل گمراهی و خسران که وضعیتی صرف، حادثه، و یا احساسی را تبدیل به مسئله ای شخصی میکند و درد و رنج می آفریند،

گم کردن لحظه ی حال است. 

گم کردن لحظه ی حال، گم کردن هستی ست. 

رهایی از زمان، یعنی رهایی از نیاز روانی به گذشته برای ساختن هویت خویش و نیاز روانی به آینده برای تحقق آرزوها. رهایی از زمان، دگرگونی بنیادی آگاهی توست. 

بعضی وقت ها، این دگرگونی یکباره و برای همیشه اتفاق می افتد. 

این دگرگونی، معمولا به دنبال رضا دادن به مشیت هستی در بحبوحه ی درد و رنج های جدی رخ میدهد. 

البته، بیشتر آدم ها برای تحقق این دگرگونی در وجودشان، باید بکوشند. وقتی که هنوز در ابتدای مرتبه ی تجربه ی بی زمانی آگاهی هستی، مدام بین لحظه ی حال و زمان در رفت و آمد هستی. 

ابتدا در می یابی که توجه  تو خیلی کم به زمان حال معطوف است. 

اما دانستن همین نکته که حضور نداری، موفقیت بزرگیست. این دانستن، حضور است ...

گرچه، به لحاظ زمان ساعتی، چند لحظه ای نپاید و باز ناپدید شود.

در همین رفت و آمدهاست که به تدریج میفهمی که باید توجه خود را از گذشته و آینده برگیری و به لحظه ی حال معطوف کنی. 

اگر درک کنی که لحظه ی حال را از دست داده ای ، اقامت تو در لحظه ی حال افزایش خواهد یافت. 

 

اکهارت تول؛ کتاب نیروی حال




خسرو محمدی ::: چهارشنبه 98/5/16::: ساعت 1:52 عصر

سوادرودبار هم می نامندش...

زمانی یک اتفاق ساده، نامش را به «سوادرودبار» تغییر داده اما وضعیتش را نه ..

مردمش «سواد» را نشانه توسعه دانستند و مدت ها بر آن دل خوش کردند...

اما حالا شاید توسعه  هایی پیدا کرده، یا به بیان بهتر، واقعا رو به توسعه است...

آب دارد، برق دارد، جاده آسفالته دارد، شورا و دهیار دارد، اینترنت دارد، گاز روستایی هم در راه است ... 

در کنار این توسعه های امروزی، سات روآر اما، به عنوان یک روستای ییلاقی و کوهستانی از آسمانی آبی در روز و پر ستاره در شب برخوردار است و هوای لطیف و خنکش منحصر بفرد است...

آنان که عاشق سفر هستند، خوب می دانند وقتی کوه و آسمان و باران و مه و چمنزار باشد ... یعنی مسافرند به یک رویا، یعنی مسافرند به یک بهشت زمینی، یعنی مسافرند به سات روآر...

آنجا که آسمانش کوتاه است و آبی...

زمینش سبز است و مرتفع ...

و سکوت و طبیعتش مثال زدنی...

بهار در «سات روآر» حال و هوای دیگری دارد ... زودتر خودت را برسان ...




خسرو محمدی ::: جمعه 98/3/17::: ساعت 10:40 عصر

گسستگی حین تروما قویترین فاکتور ریسک ابتلای افراد به PTSD

علاوه بر آسیبهای جانی، جسمانی و مادی، حوادثی همچون زمین لرزه و سیل منجر به آسیب های روانشناختی گوناگونی در مناطق حادثه دیده می شود که ممکن است حتی پس از زمین لرزه ها وسیل های با شدت متوسط رخ دهد. این آسیبهای روانشناختی ناشی از اینگونه بحران ها ممکن است تا سالها باقی بماند و فرد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. شایعترین پاسخ روانی به حوادث تروماتیک، اختلال استرس پس از آسیب (PTSD)، اختلال افسردگی و اضطراب است. PTSD یک اختلال روانی است که ممکن است پس از تجربه ی یک رویداد آسیب زا (تروما یا رویداد تروماتیک) پدیدار شود و علایم آن شامل افکار مزاحم، احساسات یا خواب های مرتبط با رویداد آسیب زا، پریشان شدن توسط یادآورهای رویداد تروماتیک، دوری از نشانه های مرتبط با تروما، و افزایش پاسخ ستیز و گریز است. در یک فراتحلیل که در برگیرنده ی 46 مطالعه بوده است، در 8/28 درصد بازماندگان زمین لرزه تشخیص PTSD داده شده است.

در حالی که ویژگی های شخصیتی افراد تا حدی می توانند شیوع  PTSD را تبیین کند، پریشانی روانشناختی (مثل گسستگی، بیش برانگیختگی و درماندگی) نیز در ایجاد بیشتر این اختلال نقش دارد. یافته های پژوهش های گوناگونی نشان داده است که پریشانی روانشناختی در زمان حوادثی همچون زمین لرزه یا بلافاصله پس از آن و احساس ترس و درماندگی در حین آن فاکتورهای مهمی در ظهور نشانه های PTSD هستند. علاوه بر این، مطالعات نشان داده اند که ابتلا به PTSD به میزان بالایی به عواملی همچون تهدید جان فرد، شدت رویارویی با بحران، مراقبتهای انجام شده و حمایت های دریافتی پس از حوادث، سابقه ی ترومای پیشین و آسیب روانی پیش از بحران بستگی دارد.

حالت گسستگی (تجزیه) اشاره به داشتن تجربه ی گسستگی و جدایی از محیط پیرامون، کالبد جسمانی، حالات هیجانی و روان خویشتن دارد. در انواع شدید، گسستگی ممکن است منجر به اختلالاتی در کارکردهای منسجم هشیاری، حافظه، هویت، هیجان و ادراک فرد تجربه کننده شود. شناخته شده ترین گونه ی اختلالات گسستگی، اختلال گسست هویت (نام پیشین: اختلال شخصیت چندگانه) است. نوعی از واکنش گسستگی که به طور خاص در حین رویداد آسیب زا (تروماتیک) یا بلافاصله پس از رویداد آسیب زا ظاهر می شود، گسستگی حین آسیب(dissociation peritraumatic) نامیده میشود. گسستگی حین آسیب شامل حالت هایی است که با کاهش آگاهی نسبت به پیرامون، اختلال در حافظه، ادراک تغییریافته، کرختی هیجانی، مسخ شخصیت و فراموشی همراه است. گسستگی حین آسیب نه تنها PTSD را پیش بینی می کند بلکه در پژوهشهای پیشین نشان داده شده است که قویترین پیشبینی کننده ی PTSD است. به نظر می رسد پدیده ی گسستگی که در حین حادثه ی آسیب زا تجربه میشود، ممکن است در رمزگذاری، پردازش و یکپارچه سازی حافظه ی مربوط به تروما اختلال ایجاد کند. این باعث چندپاره شدن حافظه و روایت رویداد آسیب زا در ذهن می شود که موجب پیدایش PTSD و سایر اختلالات گسستگی می شود.

بنابراین، یک سری از عوامل پیش از تروما، حین ترما و پس از تروما می توانند استرس پس از سانحه در ماه های پس از حادثه را پیش بینی کنند. گسستگی حین تروما قویترین فاکتور ریسک ابتلای افراد به PTSD در ماههای پس از حادثه است. این یافته با این ایده که گسستگی، و احتمالا همچنین ترس، در زمان وقوع یک رویداد تروماتیک در رمزگذاری، پردازش و یکپارچه سازی خاطراتتروماتیک اختلال ایجاد می کند و از این طریق احتمال بروز PTSD راافزایش میدهد، همخوان است.

با توجه به این نتایج، به کارگیری راهبردهای هدفمندتر برای سنجش اولیه ی بازماندگان در روزهای پس از حادثه، طبقه بندی و اولویت بندی افراد بر اساس ریسک آسیب روانی برای دریافت کمکها و مداخلات روانشناختی توصیه می شود. زنان، افرادی که سطوح بالاتر گسستگی حین آسیب را گزارش کرده اند و همچنین آنانی که بیشترین آسیب را از نظر تخریب خانه و دارایی ها متحمل شده اند و نیازمند کمکهای خوراک، پوشاک و سرپناه هستند بیشترین میزان آسیب پذیری نسبت به PTSD را دارند. از این رو این افراد میبایست از نظر دریافت مداخلات پزشکی، روانشناختی و کمکهای مادی و اسکان مناسبتر، در اولویت قرار گیرند.

@DrKhMohammadi




خسرو محمدی ::: یکشنبه 98/1/18::: ساعت 9:3 عصر

1- هماهنگی های بین بخشی و بسیج منابع با مدیریت واحد

2- انجام سنجش و ارزیابی های لازم و نظارت

3- شناسایی و بکارگیری کارکنان و داوطلبانی که با فرهنگ منطقه آسیب دیده آشنایی دارند

4- سازماندهی و آموزش امدادگران بخش حمایت های روانی اجتماعی

5- تسهیل خودیاری اجتماعی و شناسایی منابع انسانی جامعه محلی

6- برآورده کردن سریع نیازهای اولیه و ضروری(خوراک،پوشاک، سرپناه و اقدامات پزشکی و ...)

7- ایجاد مراکز اطلاع رسانی و تشکیل بانک اطلاعاتی و مراکز اطلاع رسانی به بازماندگان در مورد وضعیت خانواده و مراکز خدمات رسانی

8- انجام مداخلات اولیه روان شناختی(کمک های اولیه روان شناختی) توسط افراد آموزش دیده اعم از حرفه ای یا نیمه حرفه ای و انجام بازگویی روان شناختی

9- شناسایی و غربالگری افرادی که به دنبال حادثه دارای علائم و نشانه های روان شناختی و رفتاری شده اند(علامت یابی)

10- انجام سخنرانی فنی توسط روحانیون متخصص

11- انجام سخنرانی های فنی توسط روان شناس یا روانپزشک 

12- اعزام روان شناس و روانپزشک به بیمارستان و مراکز درمانی محل حادثه برای ارائه خدمات درمانی به افراد نیازمندی که ارجاع داده می شوند

13- مداخلات تخصصی برای گروه های غربال شده

14- مداخلات ویژه گروه های خاص

15- ارائه خدمات بهداشت روان ویژه امدادگران

16- برگزاری جلسات مذهبی و مشاوره سوگ و تشویق و همراهی برای شرکت در مراسم سوگواری

17- استرس زدایی و بازگویی روان شناختی

18- کمک به نوسازی و رشد آسیب دیدگان

19- ارائه خدمات مددکاری مستمر

20- ارجاع و پیگیری موارد جهت دریافت خدمات بازتوانی

21- برنامه ریزی برای سرگرمی و بازی های کودکان

22- نظارت و ارزیابی دقیق پروتکل اجرایی و نهایتا انجام انواع پژوهش علمی

23- رعایت اصول اخلاقی و مسائل فرهنگی در تمامی مراحل

@DrKhMohammadi




خسرو محمدی ::: جمعه 98/1/16::: ساعت 11:32 عصر

از فردا فصل دیگری از کتاب زندگی هر یک از ما آغاز می شود...

و یک سال بر تاریخ زندگی و تجارب ما افزوده خواهد شد...

برخی، 29 اسفند که می شود دو عید دارند:

- احساس رضایت و خوشحالی از سالی که تمام شد.

یکسال گذشته ی آنها برایشان دقیقا یکسال بوده است؛ نه کمتر، نه بیشتر. نه حسرتی برای آن دارند و نه آرزویی.

- احساس رضایت و خوشحالی از فرصت جدیدشان، به نام سال نو.

ازینکه میتوانند بار دیگر نو شوند...

عید، به نو شدن ماست؛ و گرنه، چه ما باشیم و چه نباشیم، هم لباس ها نو می شود، هم طبیعت نو می شود، هم بهار می آید، و هم بازارها و دید و بازدیدها پر رونق خواهد بود.

هر چیزی می‌تواند بهانه ای و فرصتی برای رشد ما باشد، یا مانعی برای اینکه جلوی رشد ما را بگیرد؛

این ماییم که انتخاب می‌کنیم...

ماموریت ما در زندگی « بدون مشکل زیستن نیست»

با انگیزه زیستن است .

فرصتهای زندگی را قدر بدانیم .

زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن و عشق را به تأخیر انداخت.

شاید فرصت ها هرگز تکرار نشوند.

الهی در سالی که پیش روست حالمان، اخلاقمان، اهدافمان، و کردارمان را نو کن.

آنچنانکه، در سالهای دیگر، همین عیدهایمان، جزو حسرت هایمان نشود...

اصل حالتان نیک و احوالتان بخیر ...

پیشاپیش آغاز بهار طبیعت و فرارسیدن سال 1398 را خدمتتان تبریک عرض می کنم...

     خداوند گیتی پناهتان باد             زمین و زمان نیکخواه تان باد




خسرو محمدی ::: چهارشنبه 97/12/29::: ساعت 2:36 عصر

زندگی نامه ما در پنج فصل:

فصل اول: در خیابان قدم می زدم، یک چاه عمیق پیش رویم قرار گرفت. در آن می‌افتم، گم شده‌ام و هیچ کاری از دستم برنمی‌آید اصلاً تقصیر من نیست، پیداکردن راهی به بیرون، انگار تا ابد طول ‌کشید!

فصل دو: دوباره در طول همان خیابان راه می روم. یک چاه عمیق پیش روست. وانمود می‌کنم آن را نمی‌بینم دوباره در آن می‌افتم. باورم نمی‌شود که دوباره همان‌جا هستم! اما این تقصیر من نیست. بازهم زمان زیادی طول می‌کشد تا بتوانم بیرون بیایم.

فصل سه: در طول همان خیابان قدم می‌زنم. یک چاه عمیق در پیاده‌روست. آن را می‌بینم. باز هم در آن می‌افتم، دیگر عادت کرده‌ام. چشم‌هایم باز است. می‌دانم کجا هست. تقصیر من است، فورا بیرون می‌آیم.

فصل چهار: دوباره همان خیابان را طی می‌کنم. یک چاه عمیق روبروی من است. آن را دور می‌زنم و از کنارش می گذرم.

فصل پنج: از یک خیابان دیگری می‌روم.

این زندگی نامه، بسیار آشناست نه؟! به ویژه در سطح زندگی فردی هر کدام از ما بسیار آشناست...!!!

ده سال است که در یک سازمان کار می کند. تا حالا ده مدیر آمده اند و رفته اند. به هر ده مدیر گفته که حقش را خورده اند و شایسته ارتقاء است اما تغییر در وضعیت اش ایجاد نشده. ده سال کار تکراری بدون آنکه رشدی در کار باشد. اما همچنان اصرار دارد که در همان خیابان راه برود و در همان چاله بیفتد.

گاهی اوقات تنها شیوه کاهش درد آن است که خیابان مان را عوض کنیم. دست کم خوبی اش این است که اگر در چاه نیز می افتیم، در یک چاه تکراری نیفتیم. همین امروز، همین ساعت، به نقشه زندگی شخصی تان نگاه کنید از خود بپرسید خیابان های دیگر کدامند؟

همین امروز فصل پنجم زندگی خود را رقم بزنید.




خسرو محمدی ::: جمعه 97/12/10::: ساعت 10:57 عصر

انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران چندین سال است مطرح شده ولی اخیرا با سفر رئیس جمهور دولت تدبیر و امید به زادگاهش استان سمنان به طور جدی تری دنبال می شود.

آقای روحانی سیزدهم آذر ماه در جمع مردم سمنان گفت: «از نظر دولت تمام مسائل بحث انتقال آب از شمال کشور به استان سمنان حل شده است».

کارهای مطالعاتی این اقدام نیز انجام شده است و «بنیاد خزر» متولی کارهای مطالعاتی و عملیاتی پروژه انتقال آب خزر به فلات مرکزی ایران است.

شواهد و قرائن حاکی از آن است که این پروژه لاجرم و با پیگیری های دولت یازدهم و شخص رئیس جمهور تمام است و به زودی اجرای آن آغاز می شود.

حال که اجرای این پروژه عملیاتی و در همین دوره دولت یازدهم عملیاتی خواهد شد بنابراین مخالفت کردن یا راه اندازی کمپین و غیره توسط مردم  مازندران عملا بی فایده بوده  و  نتیجه ای در پی نخواهد داشت، بنابراین چاره ای جز پذیرش نیست اما بیان چند نکته خالی از لطف نیست:

1- اهالی محترم استان مازندران و همینطور مسئولین کشوری و استان باید توجه داشته باشند که با اجرای این طرح، زمینه برای سرمایه گذاری های سنگین فراهم می شود. هزاران شغل پایدار ایجاد خواهد شد و برای صادرات این حجم از آب و فرآورده های ارزشمندی همچون نمک دریا و سایر عناصر محلول مانند سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، برم و 85 عنصر مفید و قابل فرآوری دیگر، قطعا باید ظرفیت اسکله ها و بنادر در سواحل خزر افزایش یابد که امیدواریم  باعث رونق اشتغال و بکارگیری خیل عظیم جوانان بیکار مازندرانی شود و نه خدای نکرده آب از مازندران بسوی سمنان و نیروی کار هم از سوی سمنان بسوی مازندران گسیل شود.

2- امیدواریم با بی تدبیری و سوء مدیریت، با اجرای این طرح، دریاچه خزر  به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار نشود یا مازندران با آسیب های زیست محیطی روبرو نشود.

3- در این طرح قرار است دو رشته لوله به قطر 1600 میلی متر و با هشت ایستگاه پمپاژ، 200 میلیون متر مکعب آب از مسیر ضلع شرقی شهرستان ساری، سپس از شیرگاه، زیراب، پل سفید تا دوآب و از کنار جاده دوآب-خطیرکوه و از آنجا به سمت دامغان و شاهرود و میامی و یک شاخه هم به سمت سمنان و گرمسار منتقل شود. امیدواریم این خط انتقال، مزارع، باغات، جنگل های هیرکانی و منابع طبیعی مسیر را تخریب نکند.

4- امیدواریم هدف از اجرای این طرح فقط و فقط توسعه سمنان نباشد یا برای پوشش کویر و یا ایجاد دریاچه ها...که اگر چنین باشد، فاجعه بزرگی فراروی مردم قرار دارد...

حال که اجرای این طرح عملیاتی خواهد شد، آنچه که مطالبات مردم مازندران خواهد بود در بندهای فوق اشاره شده است تا صرفا آسیب های احتمالی ناشی از اجرای طرح نصیب اهالی مازندران نشود...

ای کاش آقای رئیس جمهور کمی هم مازندرانی بود یا کمی تا حدودی اهل خوزستان یا از اهالی دیار محروم سیستان و بلوچستان، یا ...




خسرو محمدی ::: شنبه 97/10/29::: ساعت 10:55 عصر

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.

وقتی با خشونت زندگی می کنند، می آموزند که جنگجو باشند.

وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.

وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.

وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.

اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.

اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.

اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.

اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.

اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.

اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.

اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.

اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.

اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.

و اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند...




خسرو محمدی ::: جمعه 97/10/21::: ساعت 11:49 عصر